به کارگردانی مارتن بوربولون، «۱۳ روز، ۱۳ شب» یک تریلر سیاسی فرانسوی است که بر اساس خاطرات محمد بیدا ساخته شده و تخلیه دلخراش سفارت فرانسه در کابل را در سال ۲۰۲۱ در جریان تسلط طالبان روایت میکند. این فیلم با بازی روشدی زم، لینا خودری و سیدسه بابت کنودسن تلاش میکند تا اکشن احساسی را با پیچیدگی اخلاقی ترکیب کند، اما زیر بار فرضیه جاهطلبانه خود دچار مشکل میشود و استقبالی سرد دریافت میکند (IMDb ۶.۸، دوبان ۶.۳).

نقاط قوت
اصالت و فوریت: پایهگذاری فیلم بر روایت مستقیم بیدا به آن واقعگرایی خشنی میبخشد. صحنههایی که ایستبازرسیهای آشفته، مذاکرات دیوانهوار و وحشت غیرنظامیان را به تصویر میکشند با شدت صحنهپردازی شدهاند و بینندگان را در هرج و مرج احساسی تخلیه فرودگاه کابل غوطهور میکنند. استفاده از بازیگران چندملیتی (مانند کنودسن دانمارکی و خودری الجزایری-فرانسوی) بر خطرات جهانی این بحران تأکید میکند.
بازیهای هنری: روشدی زم به عنوان بیدا، فرمانده در محاصره که بین وظیفه و ناامیدی دوپاره شده، محور فیلم است. عزم رزین او به طور مؤثری با اِوا در نقش خودری، دیپلمات فرانسوی که با احساس گناه ناشی از رها کردن کارکنان محلی دست به گریبان است، در تضاد قرار میگیرد. کنودسن به عنوان مذاکرهکننده باتجربه، وقار را به رویاروییهای دیپلماتیک پرتنش اضافه میکند، هرچند قوس داستانی او توسعهنیافته به نظر میرسد.
مهارت فنی: فیلمبردار نیکلا بولدوک فضای سرکوبگرانه کابل را از طریق تصاویر غیراشباع و فیلمبرداری لرزان دستی به تصویر میکشد و حس اختناق را برمیانگیزد. موسیقی گیوم روسل با ساز زهی ناهماهنگ و ضربات کوبهای تنش را تشدید میکند.
نقاط ضعف
سرعت و ناهماهنگی لحن: فیلم بین توالیهای اکشن دیوانهوار (مانند کمین وحشتناک کاروان) و صحنههای کُند محور دیالوگ نوسان میکند. در حالی که بوربولون در صحنهپردازی قطعات بزرگ برتری دارد، روایت در طول مبادلات توضیحی متوقف میشود و حرکت را کاهش میدهد. داستان فرعی درباره محنت یک خانواده غیرنظامی مصنوعی به نظر میرسد و فاقد طنین احساسی است.
شخصیتپردازی سطحی: با وجود بازیهای قوی، شخصیتها کلیشهای باقی میمانند. تضاد درونی بیدا – دوپارگی بین حرفهایگری و همدلی – اشاره میشود اما هرگز به طور کامل کاوش نمیگردد. نقشهای فرعی، از جمله مارتن (کریستف مونتنز)، یک سرباز فرانسوی، و آمینه (فاطمه عدوم)، یک مترجم افغان، به ابزارهای داستانی تقلیل مییابند و انگیزههای آنها بررسی نمیشود.
تعلیمگرایی و ابهام اخلاقی: اوج فیلم تلاش میکند تأملی درباره مداخلهگرایی غربی برانگیزد، اما نمادگرایی سنگیندستش (مانند پاسپورت پارهشده یک کودک) مصنوعی به نظر میرسد. منتقدان به «اومانیسم انتخابی» در تصویر رنج اشاره کردهاند و اولویت دادن به قهرمانان غربی نسبت به غیرنظامیان افغان، پیام ضدجنگ آن را تضعیف میکند.
نگرانیهای تصاحب فرهنگی: برخی منتقدان اخلاقیات یک تولید فرانسوی را که بر تخلیه تحت رهبری فرانسه تمرکز دارد زیر سؤال بردهاند و استدلال میکنند که صداهای افغان را به حاشیه میراند. در حالی که خاطرات بیدا اصالت ارائه میدهد، لنز فیلم عمدتاً غربی باقی میmaند و روایتهای استعماری «نجات دادن» جنوب جهانی را تقویت میکند.
مقایسه با همتایان
برخلاف «دانکرک» (۲۰۱۷) که دیدگاههای متعدد را در ملیله منسجمی از بقا میبافد، «۱۳ روز» در متعادل کردن بازیگران گروهی خود دچار مشکل میشود و منجر به داستانگویی پراکنده میگردد. رویکرد آن همچنین در مقایسه با «هتل رواندا» (۲۰۰۴) که به طور مشابه تخلیه در زیر نسلکشی را بررسی میکند اما مطالعات شخصیتی صمیمی را بر تماشا ترجیح میدهد، کمرنگتر است. لحن اکشنمحور فیلم آن را به «۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی» (۲۰۱۶) نزدیکتر میکند، هرچند فاقد تأثیر احساسی آن فیلم است.
نتیجهگیری
«۱۳ روز، ۱۳ شب» یک تریلر ساخته شده به صورت شایسته اما در نهایت ناهموار است که هرج و مرج تخلیه کابل را بدون عمیق شدن در پیچیدگیهای اخلاقی آن به تصویر میکشد. در حالی که قدرت فنی و بازیهای متعهدش تحسینبرانگیز است، مشکلات سرعت فیلمنامه و شخصیتپردازی سطحی مانع از فراتر رفتن آن از قراردادهای ژانر میشود. بینندگانی که به دنبال کاوش دقیق هزینه انسانی جنگ هستند ممکن است آن را ناکافی بیابند، اگرچه طرفداران اکشن پرخطر قطعات پرتنش آن را قدردانی خواهند کرد. در نهایت، این فیلم یادآوری قدرت – و محدودیتهای – سینما در حسابرسی با تروماهای ژئوپلیتیکی است.
امتیاز: ★★★☆☆ (۳ از ۵)
