فیلم «گمشدهها» اثر رومن کریموف، یک تریلر اتمسفریک با عناصری از عرفان و یک تمثیل فلسفی درباره جستجوی خویشتن است. چهار همکار مسکوئی برای امضای یک قرارداد مهم با شرکای چینی به یک شهرستانی میروند. پس از اتمام موفقیتآمیز کار، آنها تلاش میکنند به خانه بازگردند، اما ناگهان خود را در شهری عجیب، گویی از واقعیت جدا شده، مییابند. در اینجا، قوانین آشنا از کار میافتند: تلفنها سیگنال خود را از دست میدهند، پول بیفایده میشود و جاده بازگشت انگار ناپدید میشود. اینگونه سفر آنها از طریق هزارتوی روسیه استانی آغاز میشود، جایی که مرز بین عادی بودن و سوررئالیسم محو میشود.
کارگردان به طرز ماهرانهای از طریق جزئیات، تعلیق را میسازد: موتیفهای تکراری، برخوردهای عجیب و ناهنجاریهای بهسختی قابل درک، حس انتظار اضطرابآور را ایجاد میکنند. از نظر بصری، فیلم در رنگهای پاییزی خاموش نگه داشته شده است، که حس گمگشتگی و بیگانگی را تأکید میکند. فیلمبرداری بر محدودیت فضا تأکید دارد—خیابانهای باریک، ساختمانهای نیمهخالی، جادههای بیپایانی که به ناکجا آباد ختم میشوند. موسیقی متن فضا را تکمیل میکند: ملودیهای آرام و کشدار، حس غیرواقعی بودن وقایع را تقویت میکنند. در تیم بازیگری، ایگور کورشکوف و نیکیتا کولوگریوی برجسته هستند، شخصیتهای آنها جنبههای مختلف بحران هویت را مجسم میکنند.
نیروی کلیدی فیلم در ابهام آن نهفته است. از یک طرف، این داستانی است در مورد افرادی که قطبنمای خود را در دنیایی که قوانین دیگر کار نمیکنند، گم کردهاند. از طرف دیگر، این یک استعاره از روسیه استانی است به عنوان فضایی که زمان در آن متفاوت جریان دارد و ارزشهای مرسوم تحت آزمایش قرار میگیرند. کریموف از پاسخهای مستقیم اجتناب میکند: پایان فیلم، بیننده را با پرسشهایی درباره ماهیت واقعیت، بهای موفقیت و امکان بازگشت به خویشتن تنها میگذارد. با این حال، برخی صحنهها طولانی به نظر میرسند و سرعت روایت گاهی اوقات کاهش مییابد، که ممکن است بیننده بیحوصله را خسته کند.
در کل، «گمشدهها» فیلمی برای عموم مردم نیست. این فیلم نیازمند تفکر و آمادگی برای غوطهور شدن در زیرمتن است. برای کسانی که عمق روانشناختی و فضا را ارزش مینهند، فیلم خوراک فکری ارائه خواهد داد. با این حال، برای کسانی که انتظار یک تریلر پویا با پاسخهای روشن را دارند، ممکن است فیلم بیش از حد کند و مبهم به نظر برسد. این فیلمی است درباره گمگشتگی—نه تنها جغرافیایی، بلکه هستیشناختی—و این ارزش اصلی آن است.
