+
«Je ne pense qu’à ça» آهنگی است که به روابط پرآشوب، تعریفشده با شور و درد، اختصاص داده شده است. اشعاری مانند «تو زندگی مرا غیرممکن میکنی / تو در افراط و تفریط زندگی میکنی» به وضوح عشقی را نشان میدهد که همزمان ویرانگر و فریبنده است. تکرار مکرر «چرا به تو فکر میکنم؟»، یک تضاد درونی شدید را برجسته میکند، جایی که قلب از تسلیم شدن امتناع میکند.
این مبارزه عاطفی با سرعتی هوشیارانه، حدود ۱۵۳ ضربه در دقیقه در نسخه راک، تقویت میشود و انرژی محرکی را فراهم میکند. سازبندی، با گیتار ریتم و سازهای کوبهای نافذ، کاملاً با شدت احساسی آهنگ مطابقت دارد و تضمین میکند که صدای خاطرهانگیز لنائگ بدون اینکه تحت الشعاع قرار گیرد، در پیشزمینه باقی بماند.
Ça devient difficile
De prouver que l’on s’aime
Tu rends ma vie impossible
Tu vis dans les extrêmes
On se déteste encore
Mais moi je t’aime à mort
Ouais
J’ai perdu la notion du temps
T’as volé mon présent
Même si je sais que plus rien n’a de sens
Non plus rien n’a de sens
J’te veux toi
Même si je sais que plus rien n’a de sens
Mais pourquoi?
Pourquoi j’pense à toi
Ça m’réveille parfois
La nuit quand je dors
Je ne pense qu’à ça
J’ai trouvé mon or
J’ai trouvé ma voie
Mon but, mon trésor
Je crois que c’est toi
Il faut que je m’en aille
Mais j’ai peur des représailles
Pourquoi j’pense à toi
Ça m’réveille parfois
La nuit quand je dors
Je ne pense qu’à ça
On se repousse encore
Comme de bons matadors
Ouais
J’étouffe sous le poids de tes mots
T’as brisé mon ego
Même si je sais que plus rien n’a de sens
Non plus rien n’a de sens
J’te veux toi
Même si je sais que plus rien n’a de sens
Mais pourquoi?
Pourquoi j’pense à toi
Ça m’réveille parfois
La nuit quand je dors
Je ne pense qu’à ça
T’as braqué mon cœur
T’étais tout pour moi
Ma plus grosse erreur
Je crois que c’est toi
Il faut que je m’en aille
Mais j’ai peur des représailles
Pourquoi j’pense à toi
Ça m’réveille parfois
La nuit quand je dors
Je ne pense qu’à ça
Pourquoi j’pense à toi
(Pourquoi j’pense à toi)
Je ne pense qu’à ça
Il faut que je m’en aille
Mais j’ai peur des représailles
Je ne pense qu’à ça
Pourquoi j’pense à toi
Ça m’réveille parfois
La nuit quand je dors
Je ne pense qu’à ça
J’ai trouvé mon or
J’ai trouvé ma voie
Mon but, mon trésor
Je crois que c’est toi
داره سخت میشه
که ثابت کنیم عاشق هم هستیم
تو زندگیمو غیرممکن کردی
تو در نهایتها زندگی میکنی
هنوز از هم متنفر هستیم
ولی من تا سر حد مرگ عاشقتم
آره
زمان رو از دست دادم
تو حالمو دزدیدی
حتی اگه بدونم دیگه هیچی معنی نداره
نه، دیگه هیچی معنی نداره
من تو رو میخوام
حتی اگه بدونم دیگه هیچی معنی نداره
اما چرا؟
چرا بهت فکر میکنم
بعضی وقتا از خواب بیدارم میکنه
شبها وقتی خوابم
فقط به اون فکر میکنم
طلای خودمو پیدا کردم
راه خودمو پیدا کردم
هدفم، گنجم
فکر میکنم تویی
باید برم
اما از تلافی میترسم
چرا بهت فکر میکنم
بعضی وقتا از خواب بیدارم میکنه
شبها وقتی خوابم
فقط به اون فکر میکنم
باز هم همدیگه رو پس میزنیم
مثل ماتادورهای واقعی
آره
زیر سنگینی حرفات خفه میشم
غرورمو شکستی
حتی اگه بدونم دیگه هیچی معنی نداره
نه، دیگه هیچی معنی نداره
من تو رو میخوام
حتی اگه بدونم دیگه هیچی معنی نداره
اما چرا؟
چرا بهت فکر میکنم
بعضی وقتا از خواب بیدارم میکنه
شبها وقتی خوابم
فقط به اون فکر میکنم
قلبمو دزدیدی
تو همه چیزم بودی
بزرگترین اشتباهم
فکر میکنم تویی
باید برم
اما از تلافی میترسم
چرا بهت فکر میکنم
بعضی وقتا از خواب بیدارم میکنه
شبها وقتی خوابم
فقط به اون فکر میکنم
چرا بهت فکر میکنم
(چرا بهت فکر میکنم)
فقط به اون فکر میکنم
باید برم
اما از تلافی میترسم
فقط به اون فکر میکنم
چرا بهت فکر میکنم
بعضی وقتا از خواب بیدارم میکنه
شبها وقتی خوابم
فقط به اون فکر میکنم
طلای خودمو پیدا کردم
راه خودمو پیدا کردم
هدفم، گنجم
فکر میکنم تویی
