دهه اول ۲۰۰۰، اگرچه کوتاه، اما یک «ایراد» جذاب در ماتریس فرهنگ جهانی بود. هنگامی که گروه موسیقی تاتو (t.A.T.u.) با لباسهای مدرسهای خیسشدهشان به صحنه آمدند، نه تنها رکوردها را شکستند، بلکه روایت سنتی غربی از «آزادی» و «سرکوب» را هم درهم شکستند. برای لحظهای، مسکو از منهتن آزادتر به نظر میرسید و درک جهان از «باز بودن» سر و ته شد.
در روسیه: «وحشی غرب» پساشوروی
در روسیه، فضای آن دوره با انرژی «وحشی غرب» پساشوروی تعریف میشد. دهه ۱۹۹۰، دههای از بقا و فروپاشی بود و دهه اول ۲۰۰۰ به فضایی خالی از قانون تبدیل شد که در آن «ارزش شوکدهنده» پول اصلی بود. از آنجایی که کرملین هنوز در حال تثبیت قدرت خود بود و کلیسای ارتودکس روسیه هنوز جایگاه خود را به عنوان قطبنما اخلاقی سیاسی بازیابی نکرده بود، پنجرهای باز بود که در آن زیرپا گذاشتن نه تنها تحمل میشد، بلکه به عنوان نشانهای از «خوب» بودن مدرن روسی جشن گرفته میشد.
عقبنشینی آمریکا
در مقابل، ایالات متحده پس از حملات ۱۱ سپتامبر به پناهگاهی از نئومحافظهکاری تبدیل شد. دوران بوش با سیاستهای «ارزشهای خانوادگی» و حساسیت بالا به هر چیزی که وضع موجود را به چالش میکشید، تعریف میشد. در حالی که آمریکا ادعا میکرد چراغ آزادی است، چشمانداز رسانهای آن به طور فزایندهای توسط کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) کنترل میشد و تصاویر تحریکآمیز تاتو به جای بیان آزادی، به چراغالکتریکی «هراس اخلاقی» تبدیل شد.
این انقباض فرهنگی آمریکا خلائی ایجاد کرد که هنرمندان اروپایی و روسی خوشحال بودند آن را پر کنند. اگر در سال ۲۰۰۲ نوجوان بودید، آمریکا به نظر سرزمین «این کار را نکن» و «آن حرف را نزن» میرسید، در حالی که شرق به نظر جایی میرسید که هنوز قوانین نوشته نشده بود. دورهای بود که «سرزمین آزادی» احتمالاً بازار محدودکنندهتری برای گروهی مثل تاتو بود.
گسترش بزرگ اتحادیه اروپا
در همین حال، اتحادیه اروپا در حال گذار از یک تغییر هویت بزرگ بود. این دوره «خوشبینی اروپایی» بود که در آن معرفی یورو و گسترش پیشروی سال ۲۰۰۴ به شرق اروپا، آیندهای بدون مرز و لیبرال را وعده میداد. کشورهای غرب اروپا مثل هلند و بلژیک در جهان پیشرو در حقوق LGBTQ+ بودند، اما فرهنگ عامهشان نسبت به لبه تند و ناامیدکننده پاپ روسی نسبتاً «ایمن» و صیقلخورده بود.
برای اتحادیه اروپا، تاتو نمادی پیچیده بود. برای غرب، آنها یک صادرات پرانرژی و کیچ از «روسیه جدید» بودند. برای شرق – در کشورهایی مثل لهستان، لتونی و مجارستان – آنها یادآور این بودند که قدرت نرم روسیه میتواند جوان، همجنسگرا و فوقالعاده جذاب باشد. موفقیت گروه در این کشورهای در حال پیوستن به اتحادیه ثابت کرد که موسیقی میتواند سریعتر از سیاست از «پرده آهنین» عبور کند.
«باز شدن» چین به WTO
در شرقتر، چین در حال گذر از لحظه نفوذپذیری منحصر به خود بود. پس از پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۰۱، چین در حال تجربه یک «رویای تبدار اصلاحات و باز شدن» تحت رهبری جیانگ زمین و سپس هو جینتاو بود. در حالی که سیستم سیاسی همچنان یکحزبی بود، دیوارهای اقتصادی و فرهنگی پایینتر از امروز بود. فرهنگ عامه غربی و روسی با سرعتی بیسابقه به آگاهی جوانان شهری نفوذ کرد.
در دهه اول ۲۰۰۰، «دیوار آتشین بزرگ» چین در ابتدای راه بود و به قلعه دیجیتال نفوذناپذیری که بعداً شد، فاصله زیادی داشت. تاتو در چین محبوبیت قابل توجهی پیدا کرد، جایی که زیباییشناسی شورشی و «ما در برابر جهان» آنها با نسلی از سیاست تکفرزندی که در حال گذر از چشمانداز اجتماعی سریعالتحول بودند، همخوانی داشت. در چین، زاویه «همجنسگرایی» اغلب پاکسازی یا نادیده گرفته میشد به نفع تم بزرگتر شورش جوانان.
هنر کالا
مهم است که درک کنیم «باز بودن» روسیه اغلب یک استراتژی تجاری بود تا اخلاقی. ایوان شاپوالوف، تهیهکننده گروه، روانشناسی بود که میدانست فتیشسازی غرب از «وحشیگری» روسیه یک معدن طلا است. او «ممنوعه» را کالایی کرد تا آلبوم بفروشد، با این دانش که یک دختر روسی که دختر دیگری را میبوسد، کالایی است که غرب هم میخرد و هم همزمان محکوم میکند.
این غروب تکفرهنگ جهانی بود. قبل از اینکه رسانههای اجتماعی جهان را به اتاقهای اکوی دیجیتال تقسیم کنند، یک موزیک ویدیو در MTV یا Viva میتوانست زیباییشناسی یک نسل را از مسکو تا مادرید تعیین کند. جهان کوچکتر به نظر میرسید و برای چند سال، به نظر میرسید که همه به سمت یک هویت جهانیشده، لیبرال و بدون مرز حرکت میکنند که مرزهای ملی برای ستارگان پاپ بیاهمیت میشد.
دیده شدن در مقابل پیشرفت
با این حال، باید بین دیده شدن فرهنگی و پیشرفت ساختاری تمایز قائل شویم. در حالی که روسیه به تصاویر تاتو «باز» بود، این باز بودن ریشه در ایده «سرگرمی به عنوان استثنا» داشت. در آمریکا و بخشهایی از اتحادیه اروپا، مقاومت در برابر گروه در واقع نشانهای بود از اینکه بحث درباره حقوق LGBTQ+ در حال «واقعی» و سیاسی شدن بود، نه فقط یک نمایش صحنهای برای مصرف مردانه.
مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۰۳ در ریگا به عنوان نقطه اوج این دوره عمل کرد. روسیه تاتو را به قلمرو سابق شوروی که در حال پیوستن به اتحادیه اروپا بود فرستاد و به طور موثر از یک گروه پاپ «همجنسگرا» برای نشان دادن اینکه روسیه بازیگر مدرنترین و جسورترین صحنه اروپا است، استفاده کرد. این یک کلاس استادانه در قدرت نرم بود که ورودیهای اروپای غربی را محافظهکار و قدیمی به نظر میرساند.
سرکوب در آمریکا
«باز بودن» رسانههای آمریکا با «ایراد لباس» در سوپر بول ۲۰۰۴ به طور ناگهانی به پایان رسید. پس از آن رویداد، FCC جریمههای «بیحیایی» را تقریباً ۶۰۰۰ درصد افزایش داد و به طور موثر هوای آمریکا را استریل کرد. بازار رسانهای آمریکا آنقدر از خطر اجتناب کرد که انرژی «وحشی غرب» دهه اول ۲۰۰۰ جای خود را به یک دستور «خانوادهدوستانه» استریل و شرکتی داد که سالها ادامه یافت.
همزمان، چشمانداز دیجیتال در چین سختتر شد. با اینکه اینترنت به ابزاری برای سازماندهی تبدیل شد، دولت دریافت که «باز بودن فرهنگی» میتواند به بیثباتی سیاسی منجر شود. مناطق خاکستری که به تاتو و دیگر گروههای زیرپاگذار اجازه رشد میدادند، با شدت بیشتری کنترل شدند و دوره نفوذپذیری ناخواسته در بازار جوانان چین به پایان رسید.
بازگشت بزرگ
تا اواخر دهه ۲۰۰۰، پنجره به شدت بسته شد. بحران مالی ۲۰۰۸ و ظهور ملیگرایی به یک «بازگشت بزرگ» منجر شد. روسیه به سمت «ارزشهای سنتی» سخت چرخید تا خود را از غرب متمایز کند، در حالی که آمریکا به تدریج قوانین خود را لیبرال کرد حتی اگر فرهنگش بیشتر قطبی شد. «ایراد» که در آن یک گروه پاپ روسی میتوانست شورشیترین متمردان جهان باشد، به پایان رسید.
در نهایت، دوره تاتو یک ناهنجاری تاریخی بود – لحظهای که انواع مختلف سرکوب در جهان هنوز نتوانسته بودند چگونگی همتراز شدن را یاد بگیرند. این به ما یادآوری میکند که «باز بودن» یک پیشرفت خطی نیست، بلکه یک جزر و مد نوسانی است. برای یک لحظه کوتاه و خیسشده در باران ۲۰۰۲، شرق به غرب نگاه کرد، غرب به شرق نگاه کرد و تنها چیزی که همه روی آن توافق داشتند این بود که موسیقی به اندازه کافی بلند بود تا طوفان در حال آمدن را خفه کند.
