«میخواهم همه چیز را بدانم» (J’veux tout savoir) لحظهای مهم در اوجگیری هنرمند ۲۲ ساله فرانسوی، هلن سیو، پس از انتشار آثار قبلیاش «J’aime toucher vous» و «Fin du film» را رقم میزند. این تکآهنگ، رویکرد متمایز این خواننده و ترانهسرای متولد ناربون به پاپ معاصر فرانسوی را نشان میدهد که از آموزش آواز کلاسیک او الهام گرفته شده است. این قطعه به عنوان اولین قطعه از آلبوم کوتاه او «Les ratures» عمل میکند و هویت هنری او را با بلوغی قابل توجه برای چنین اجراکننده جوانی تثبیت میکند.
+
J’ai rien à promettre
Des miettes
De moi s’il en reste
Juste un mal de tête
Peut-être
Et deux trois cigarettes
Mais c’est tout
J’ai pas grand chose à dire
Et puis
J’ai pas envie de sourire
Je veux regarder la ville
Qui
Se noie dans la nuit
Comme moi
Mais t’inquiète pas
C’est pas le monde qui s’écroule
C’est juste moi qui plie
Là je suis saoule
Mais je t’aime à la folie
Perdue dans mes années
J’ai
Peur même de les compter
À nager dans mon âge
Je vais
Finir par m’y noyer
Je sais
Tout est trop grand pour moi
Déjà
J’ai eu quinze ans deux fois
Le temps passe et s’en va
Quoi
Tout le monde dit ça
Mais c’est vrai
Mais t’inquiète pas
C’est pas le monde qui s’écroule
C’est juste moi qui plie
Là je suis saoule
Mais je t’aime à la folie
Ce soir j’ai les yeux rouges
Mais
C’est pas que je vois tout noir
C’est que la vie est douce
Mais je crois
Qu’il m’en faudrait douze
Rien que ça
من چیزی برای قول دادن ندارم
خرده
از من اگر چیزی باقی مانده باشد
فقط یک سردرد
شاید
و دو یا سه نخ سیگار
اما همین،
من چیز زیادی برای گفتن ندارم
و سپس
من نمی خواهم لبخند بزنم
من می خواهم به شهر نگاه کنم
چه کسی
غرق شدن در شب
مثل من
اما نگران نباش
این دنیا نیست که در حال فروپاشی است
این فقط من هستم که خم می شوم
حالا مست هستم
اما دیوانه وار دوستت دارم
گم شده در سال های من
من دارم
حتی از شمردن آنها می ترسم
برای شنا کردن در سن و سال من
من می خواهم
در نهایت در آن غرق می شود
می دانم
همه چیز برای من خیلی بزرگ است
قبل
من دو بار پانزده ساله بودم
زمان می گذرد و می رود
چه چیز
همه می گویند که
اما این حقیقت دارد
اما نگران نباش
این دنیا نیست که در حال فروپاشی است
این فقط من هستم که خم می شوم
حالا مست هستم
اما دیوانه وار دوستت دارم
امشب چشمانم قرمز است
ولی
اینطور نیست که من همه چیز را سیاه می بینم
زندگی شیرین است
اما من فکر می کنم
که من به دوازده نیاز دارم
نه کمتر
این آهنگ خود را به عنوان یک «صدای پیانوی باشکوه و ظریف و شخصی با قدرتی در برابر اشعار تکاندهنده» ارائه میدهد که عناصر باروک را کنار میگذارد تا بر ارتباط عاطفی خام بین هنرمند و شنونده تمرکز کند. این تنظیم مینیمالیستی پیانو-آواز به صدای آموزشدیده در هنرستان سیو اجازه میدهد تا در مرکز توجه قرار گیرد. آسیبپذیری ذاتی در چنین چشمانداز موسیقایی پراکندهای، هم به مهارت فنی و هم به اصالت عاطفی نیاز دارد. تصمیم او برای ارائه این آهنگ در این قالب، اعتماد به نفس هنری و درک روشنی از نقاط قوت او به عنوان یک اجراکننده را نشان میدهد.
این آهنگ از سوی هنرمندان شناختهشدهای مانند ژولین دوره، زاهو دِ ساگازان، نوامبر اولترا و پیر دِ مایر مورد توجه قرار گرفته است و این نشان میدهد که «من همه چیز را میدانم» در جامعه موسیقی فرانسه طنینانداز است. این شناخت همتایان، همراه با استقبال مثبت عمومی، سیو را به عنوان صدایی نوظهور و شایسته توجه در چشمانداز موسیقی پاپ فرانسه قرار میدهد.
Written by: Redacția
