دولت اسپانیا
دولت اسپانیا (Estado Español) به نام رسمی اطلاق میشود که برای توصیف اسپانیا در دوران دیکتاتوری فرانسیسکو فرانکو از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ استفاده میشد. پس از پیروزی او در جنگ داخلی اسپانیا، فرانکو یک رژیم اقتدارگرا تأسیس کرد که قدرت را تحت رهبری شخصی خود متمرکز میکرد. اصطلاح "دولت اسپانیا" عمداً از اشاره به "جمهوری" یا "پادشاهی" اجتناب میکرد، که نشان دهنده تمایل فرانکو برای ایجاد یک نظم سیاسی جدید بود که هم دموکراسی لیبرال و هم محدودیتهای سنتی سلطنتی را رد میکرد. این دوره یکی از طولانیترین دیکتاتوریهای پایدار در اروپای غربی قرن بیستم را رقم زد.
از نظر سیاسی، دولت اسپانیا با ملیگرایی قوی، ارزشهای محافظهکارانه کاتولیک و ضد کمونیسم مشخص میشد. فرانکو به عنوان "کودیلو" (رهبر) حکومت میکرد و نقشهای رئیس دولت، رئیس دولت و فرمانده کل نیروهای مسلح را با هم ترکیب میکرد. این رژیم احزاب سیاسی، اتحادیههای کارگری و جنبشهای ملیگرای منطقهای را ممنوع کرد، به ویژه هویتهای کاتالان، باسک و گالیسی را سرکوب کرد. یک حزب رسمی واحد، فالانژ اسپانیایی سنتی و خونهای ملی سندیکالیستا (FET y de las JONS)، تمام جنبههای زندگی عمومی را کنترل میکرد، اگرچه فرانکو به تدریج عناصر رادیکال فاشیستی آن را به نفع نفوذ محافظهکاران سنتی و کاتولیکها کاهش داد.
از نظر اقتصادی، دولت اسپانیا در ابتدا سیاستهای خودکفایی یا خودکفایی اقتصادی را دنبال کرد که فاجعهبار بود و اسپانیا را از بهبود اقتصادی پس از جنگ اروپا منزوی کرد. با این حال، از دهه 1950، تکنوکراتهای سازمان کاتولیک اوپوس دئی اصلاحات اقتصادی لیبرال را معرفی کردند. اسپانیا درهای خود را به روی سرمایهگذاری خارجی گشود، به سازمانهای بینالمللی پیوست و صنعتی شدن سریع و رشد گردشگری را که به عنوان "معجزه اسپانیایی" شناخته میشود، تجربه کرد. این تغییرات، اسپانیا را از یک کشور عمدتاً روستایی و فقیر به یک اقتصاد صنعتی مدرن تبدیل کرد، اگرچه توزیع ثروت همچنان نابرابر بود و حقوق کارگران به شدت محدود شده بود.
از نظر بینالمللی، دولت اسپانیا در سالهای اولیه خود به دلیل اتحاد فرانکو با قدرتهای محور در طول جنگ جهانی دوم، با انزوا روبرو شد، اگرچه اسپانیا رسماً بیطرف ماند. این رژیم تا سال ۱۹۵۵ از سازمان ملل متحد و در طول حیات فرانکو از ناتو و جامعه اقتصادی اروپا محروم بود. با این حال، ضد کمونیسم جنگ سرد به تدریج موقعیت اسپانیا را بهبود بخشید، به ویژه از طریق توافقهای نظامی با ایالات متحده در سال ۱۹۵۳ که پایگاههای آمریکایی را در خاک اسپانیا مستقر کرد. فرانکو با وجود سرکوب داخلی، با موفقیت خود را به عنوان یک متحد ضد کمونیست قابل اعتماد برای دموکراسیهای غربی به تصویر کشید.
دولت اسپانیا با مرگ فرانکو در نوامبر ۱۹۷۵ به پایان رسید. فرانکو به جای حفظ دیکتاتوری، ترتیب بازگرداندن سلطنت بوربون را تحت رهبری شاهزاده خوان کارلوس داده بود که پادشاه شد و به طرز شگفتآوری اسپانیا را به سمت دموکراسی هدایت کرد. گذار به سلطنت مشروطه، که با قانون اساسی ۱۹۷۸ تکمیل شد، ساختارهای استبدادی دولت اسپانیا را برچید و پادشاهی مدرن اسپانیا را تأسیس کرد. امروزه، اصطلاح "دولت اسپانیا" در درجه اول به عنوان یک اشاره تاریخی به این دوره ۳۶ ساله بحثبرانگیز از حکومت استبدادی، تمرکزگرایی و ملیگرایی محافظهکارانه عمل میکند که سیاست و جامعه معاصر اسپانیا را شکل داده است.
1974
