دمیتری دمیتریهویچ شوستاکوویچ (۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ – ۹ اوت ۱۹۷۵) یکی از مهمترین آهنگسازان روسی قرن بیستم بود. او که در سن پترزبورگ متولد شد، از سن کم استعداد موسیقی فوقالعادهای از خود نشان داد و در سن تنها ۱۳ سالگی وارد کنسرواتوار پتروگراد شد. او پیانو و آهنگسازی آموخت و اولین سمفونی او که در سن ۱۹ سالگی نوشت، او را به صحنه بینالمللی راه داد. زندگی او هم با پیروزیهای هنری و هم با فشارهای سیاسی اتحاد جماهیر شوروی همراه بود.
شوستاکوویچ در خانوادهای روشنفکر متولد شد: پدرش مهندس و مادرش پیانیست بود. او تحت راهنمایی مادرش شروع به یادگیری پیانو کرد و به سرعت پیشرفت نمود. پس از انقلاب روسیه در ۱۹۱۷، خانواده دچار مشکلات مالی شد، اما دمیتری جوان به موسیقی ادامه داد. در کنسرواتوار، او اساتید معتبری داشت، از جمله الکساندر گلازونوف که از رشد هنری او حمایت میکرد.
اولین سمفونی او (۱۹۲۵) فوراً موفق شد و توجه رهبران ارکستر و منتقدان را جلب کرد. در این دوره، شوستاکوویچ با سبکهای مدرن آزمایش کرد و تحت تأثیر آهنگسازانی چون استراوینسکی و مالر قرار گرفت. اما پس از به قدرت رسیدن استالین، فضای هنری در اتحاد جماهیر شوروی به طور رادیکال تغییر کرد و موسیقی تحت کنترل دولت درآمد.
در ۱۹۳۶، اپرای شوستاکوویچ «لیدی مکبث از منطقه متسنسک» در مقالهای از پراودا با عنوان «هرج و مرج به جای موسیقی» محکوم شد و متهم به «فرمالیسم بورژوایی» گردید. این امر جان و شغل او را به خطر انداخت، زیرا استالین معتقد بود که هنر باید در خدمت تبلیغات کمونیستی باشد. در پاسخ، شوستاکوویچ برخی آثار را بازنویسی کرد و کوینتت پیانو (۱۹۴۰) را ساخت که مورد استقبال قرار گرفت.
در طول محاصره لنینگراد (۱۹۴۱-۱۹۴۴)، شوستاکوویچ سمفونی هفتم را تألیف کرد که به شهر زادگاهش تقدیم شده بود. این اثر با رژه تهدیدآمیز و پیروزی نهاییاش نماد مقاومت شوروی شد. توسط نوازندگان گرسنه در لنینگراد محاصره شده اجرا شد و برای تبلیغات استفاده گردید، اما شوستاکوویچ بعداً گفت که آن را بیشتر به عنوان واکنشی به وحشت جنگ به طور کلی نوشته است.
پس از جنگ، شوستاکوویچ دوباره در ۱۹۴۸ به خاطر «فرمالیسم» مورد انتقاد قرار گرفت و مجبور شد با دکترین رئالیسم سوسیالیستی مطابقت کند. او آثار میهنپرستانهای مانند «سرود جنگلها» ساخت، اما در خصوصی به نوشتن موسیقی آزمایشیتر ادامه داد. تنها پس از مرگ استالین (۱۹۵۳) توانست دید هنری خود را آزادانهتر بیان کند.
در دهههای ۱۹۵۰-۱۹۶۰، شوستاکوویچ برخی از عمیقترین آثار خود را ساخت، مانند سمفونی دهم (۱۹۵۳) که واکنشی به استالینیسم محسوب میشود، و کنچرتو ویولنسل شماره ۱ (۱۹۵۹). او موضوعاتی چون مرگ، رنج و مقاومت انسانی را کاوش کرد، اغلب با زیرمتن طنزآلود یا تراژیک.
سلامت شوستاکوویچ به دلیل سرطان ریه رو به وخامت رفت. او تا پایان عمر به آهنگسازی ادامه داد و آثاری مانند سونات ویولا (۱۹۷۵)، اثری فشرده و تأملی، برجای گذاشت. او در ۹ اوت ۱۹۷۵ درگذشت و با مراسم دولتی در مسکو به خاک سپرده شد.
موسیقی شوستاکوویچ سنت رمانتیک روسی را با تکنیکهای مدرن ترکیب میکند و اغلب از ناهماهنگیها، ریتمهای تند و طنز ظریف استفاده میکند. آثار سمفونیک و کامری او اضطرابهای عصر خود و همچنین انسانیت عمیق را منعکس میکند. او بر نسلهای آهنگسازان تأثیر گذاشت و یکی از پرمخاطبترین موسیقیدانان قرن بیستم باقی مانده است.
پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، بحثهایی درباره رابطه او با رژیم به وجود آمد: برخی او را مقاوم مخفی میبینند، برخی دیگر همکار. نامهها و خاطرات او (که پس از مرگ منتشر شد) موضع مبهمی را نشان میدهد. علیرغم این بحثها، موسیقی او شاهدی بر استقامت خلاق در برابر ظلم باقی مانده است.
