به کارگردانی مایکل لاکسین، اقتباس روسی سال ۲۰۲۴ از رمان نمادین میخائیل بولگاکوف «استاد و مارگاریتا» صحنه ادبی مسکو دهه ۱۹۳۰ را به میدان نبردی میان خلاقیت و سرکوب تبدیل میکند. فیلم داستان نویسندهای سرخورده به نام «استاد» را دنبال میکند که دستنوشته ناتمامش درباره پونتیوس پیلاتوس و عیسی مسیح او را هدف سانسور شوروی قرار میدهد. هنگامی که با مارگاریتا، معشوقهای فداکار آشنا میشود، پیوند آنها در میان هرج و مرج به طناب نجاتی تبدیل میگردد. ولاند وارد صحنه میشود – غریبهای کاریزماتیک اما شیطانی که خود شیطان است و مجموعهای از رویدادهای سورئال را سازماندهی میکند – از جادوگران پرنده تا مهمانیهای شیطانی – که ریاکاری جامعهای غرق در ترس را برملا میسازد. دیدگاه لاکسین تیزی طنز بولگاکوف را با درخشش سینمایی مدرن ترکیب میکند و ملیلهای بصری خیرهکننده از رئالیسم جادویی خلق مینماید.

مدت زمان ۱۵۷ دقیقهای فیلم بین صحنههای باشکوه و مطالعات شخصیتی صمیمی تعادل برقرار میکند. مسکو به عنوان منظرهای دیستوپیایی ترسیم شده است: کشتیهای هوایی بر فراز معماری دوران شوروی معلقاند، در حالی که مجسمه عظیم لنین بر شهری سایه افکنده که میان آرمانهای اتوپیایی و واقعیت خردکننده پاره شده است. لاکسین از ساختار غیرخطی استفاده میکند و مبارزات شخصی استاد را با شیطنتهای آنارشیستی ولاند و داستان انجیلی گناه پیلاتوس در هم میتند. منتقدان بازیهای هنرمندان، بهویژه ایفای نقش کلس بنگ به عنوان مارگاریتای تراژیک اما توانمند، و اوگوست دیل در نقش استاد رنجور را ستودند. با این حال، بحثهایی درباره ریتم فیلم مطرح شد – برخی صحنهها مانند پرواز مارگاریتا بر فراز مسکو به دلیل جلوههای بصری کامپیوتری قدیمی مورد انتقاد قرار گرفتند، در حالی که دیگران جسارت فیلم در ترکیب طنز، وحشت و فلسفه را ستایش کردند.
موفقیت تجاری و انتقادی در روسیه: «استاد و مارگاریتا» بیش از یک میلیارد روبل در بازار داخلی فروخت و جوایز جشنوارههای فیلم نیکا و فیل سفید را به دست آورد. انتقاد بیپرده آن از استبداد در بستر پساشوروی طنینانداز شد و بحثهایی درباره نقش هنر در مقاومت در برابر سرکوب برانگیخت. اگرچه برخی بینندگان روایت متراکم را بدون آشنایی قبلی با اثر بولگاکوف چالشبرانگیز یافتند، دیگران آن را «شاهکار رئالیسم جادویی» خواندند که روح رمان را حفظ کرده است. جسارت فیلم – از نگاه طنزآمیزش به بوروکراسی تا تأملات اگزیستانسیالش درباره حقیقت – جایگاه آن را به عنوان نقطه عطف فرهنگی تثبیت میکند و ثابت مینماید که حتی در عصر بازسازیها، اقتباسهای اصیل از غولهای ادبی هنوز میتوانند مخاطبان را مسحور کنند.Retry
