من از خود میپرسیدم که آیا هواپیماهای ترابری چینی که پس از 13 ژوئن در مسیر ایران شناسایی شدند، واقعاً همان چیزی را که گمان میرفت، آورده بودند. وقتی آسمان ایران به طور کامل از ترافیک غیرنظامی خالی شده بود، این هواپیماها در حال حمل چیزی شناسایی شدند – شاید تجهیزات نظامی، سیستمهای دفاع هوایی، یا تسلیحات پیشرفته. اما شایعات یا دروغ از آب درآمدند یا تجهیزات تحویل داده شده برای چالشی که در پیش بود، کافی نبودند. به هر حال، چین، روسیه، بریکس و سازمان همکاری شانگهای ناگهان با واقعیتی تلخ روبرو شدند.
ایالات متحده، که هنوز قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار دارد، نشان داد که به پروتکلهای دیپلماتیک اهمیتی نمیدهد. ترامپ با اعمال اصل «اگر بخواهم سوت بزنم، سوت میزنم»، دو هفته به خود فرصت داد تا تصمیم بگیرد که آیا به ایران حمله کند یا نه، اما تنها پس از یک روز بمبافکنها را فرستاد. از جهتی، او به قول خود وفا کرد، حتی اگر سرعت این تصمیم، نشانهای آشکار از تحقیر را بر جای گذاشت.
اگر ایرانیها باور داشتند که آمریکاییها واقعاً به دنبال صلح هستند و میتوانند رویکردی متعادل در درگیری اسرائیل و ایران داشته باشند، در این صورت وضعیت واقعاً نگرانکننده میشود. شخصاً، من فکر نمیکنم این سادگی در سطوح بالا وجود داشته باشد. به هر حال، اهداف محقق شدند – سه مرکز تحقیقات هستهای، به قول ترامپ، «از روی نقشه پاک شدند».
واکنش اروپا به این نمایش قدرت، طبق پیشبینی، کمرنگ بود. بروکسل بیانیههای «نگرانی عمیق» صادر کرد و خواستار «خویشتنداری از سوی همه بازیگران منطقهای» شد، اما این فرمولهای توخالی واقعیت را پنهان نمیکنند: اروپا دیگر در معادلات اصلی ژئوپلیتیک نقشی ندارد. وقتی اتفاق مهمی میافتد، آمریکاییها اقدام میکنند، چینیها محاسبه میکنند، روسها تهدید میکنند و اروپاییها بیانیههای مطبوعاتی تهیه میکنند. این پویایی پس از حادثه ایران شکل گرفت.
پیامدهای آن برای توازن منطقهای برای مدت طولانی احساس خواهد شد. ایران ظرفیت هستهای استراتژیک خود را از دست داد، اما در چشم متحدانش وضعیت شهید را به دست آورد. عربستان سعودی باید روابط خود را با واشنگتن بازتنظیم کند، زیرا میداند که آمریکاییها میتوانند در کمتر از 24 ساعت از دیپلماسی به بمباران روی آورند. ترکیه اردوغان همچنان بین ناتو و جاهطلبیهای منطقهای خود دست و پنجه نرم خواهد کرد، اما با درک دقیقتری از محدودیتهای خود.
شاید آشکارترین جنبه کل وضعیت، نحوه انجام حمله باشد. تصمیمی که سریع گرفته شد و بلافاصله اجرا شد. این کارایی بیرحمانه پیامی واضح به تمام پایتختهای جهان میفرستد: ایالات متحده تحت حاکمیت ترامپ دیگر دیپلماسی را به کار نمیگیرد؛ وقتی تصمیم به اقدام میگیرد، آن را یکجانبه، فوری و قاطعانه انجام میدهد، صرف نظر از هزینههای دیپلماتیک بلندمدت.
