میراث عثمانی: بازگشت به گذشته برای شکل‌دهی آینده

هویت ژئوپلیتیک ترکیه عمیقاً در گذشته عثمانی آن ریشه دارد. همان‌طور که پروفسور ژان تائو تأکید می‌کند، امپراتوری عثمانی صرفاً یک قدرت ژئوپلیتیک نبود، بلکه یک مرکز تمدنی حکومت اسلامی، فرهنگ و تجارت بود. این میراث در سیاست خارجی مدرن ترکیه ادامه دارد که به دنبال بازیابی نفوذ در مناطقی است که زمانی تحت حکومت عثمانی بودند – بالکان، قفقاز و آسیای مرکزی. به عنوان مثال، ریاست امور دینی ترکیه (دیانت) از طریق ساخت مسجد و برنامه‌های آموزشی، حضور خود را در بالکان گسترش داده و آنکارا را به عنوان نگهبان اسلام سنی معرفی کرده است. به طور مشابه، در آسیای مرکزی، ترکیه از طریق سازمان کشورهای ترک (OTS)، پیوندهای فرهنگی ترکی را ترویج می‌دهد و پیوندهای تاریخی را نهادینه می‌کند تا نفوذ روسیه و چین را متعادل کند.

این دستیابی تمدنی بیشتر از طریق ابزارهای اقتصادی که بازتاب مسیرهای تجاری تاریخی هستند، عملیاتی می‌شود. احیای روحیه «جاده ابریشم» فقط یک پروژه چینی نیست؛ ترکیه به طور فعال سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و توافقنامه‌های تجاری را ترویج می‌دهد که بازتابی از شبکه‌های تجاری دوران عثمانی است. با تأمین مالی راهروهای حمل و نقل و خطوط لوله انرژی در سراسر بالکان و قفقاز، آنکارا در حال بازنویسی فیزیکی حوزه نفوذ تاریخی خود است و وابستگی‌های مدرنی را ایجاد می‌کند که ریشه در گذشته مشترک دارد.

با این حال، این روایت نوعثمانی به طور جهانی مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. در مناطقی مانند بالکان، خاطرات سلطه امپراتوری با وابستگی فرهنگی همزیستی دارد. کشورهایی مانند یونان و صربستان به طور فعال در برابر چارچوب تاریخی ترکیه مقاومت می‌کنند و آن را نوعی امپریالیسم نرم می‌دانند. این یک چشم‌انداز دیپلماتیک پیچیده ایجاد می‌کند که در آن ترکیه باید اقدامات خود را با دقت تنظیم کند تا از احیای دشمنی‌های تاریخی جلوگیری کند، و نشان می‌دهد که استفاده از میراث بزرگ نیازمند پیمایش میراث‌های به همان اندازه قدرتمند درگیری و مقاومت است.

جنگ روسیه-اوکراین: میانجیگری و مانورهای استراتژیک

نقش ترکیه در درگیری روسیه و اوکراین نمونه‌ای از استراتژی دوگانه میانجیگری و دیپلماسی قاطع آن است. برخلاف قدرت‌های غربی، آنکارا کانال‌های باز با کی‌یف و مسکو حفظ می‌کند، میزبان مذاکرات صلح است و در عین حال پهپادها و تجهیزات نظامی به اوکراین عرضه می‌کند. این توازن به ترکیه اجازه می‌دهد خود را به عنوان یک کارگزار بی‌طرف معرفی کند و قدرت منطقه‌ای خود را افزایش دهد. به طور همزمان، ترکیه به دنبال کاهش وابستگی انرژی به روسیه با تنوع بخشیدن به واردات از آذربایجان و آسیای مرکزی است که با هدف گسترده‌تر خودمختاری استراتژیک همسو است. با این حال، روسیه به دستیابی ترکیه به آسیای مرکزی با سوء ظن نگاه می‌کند و از یک اتحاد پان‌ترک که می‌تواند نفوذ آن را در کشورهای پس از شوروی تضعیف کند، می‌ترسد.

یکی از جلوه‌های کلیدی این عمل متعادل‌سازی، کنوانسیون مونترو است که به ترکیه کنترل بر تنگه‌های بسفر و داردانل را می‌دهد. با استفاده استراتژیک از کنوانسیون برای محدود کردن عبور کشتی‌های جنگی، آنکارا اقتدار قانونی و نظامی خود را به عنوان دروازه‌بان دریای سیاه نشان داد. این حرکت بی‌طرفی خود را تقویت کرد و در عین حال قدرت دریایی روسیه را محدود کرد، یک حرکت استادانه برای تبدیل خوش‌شانسی جغرافیایی به نفوذ ژئوپلیتیک ملموس بدون درگیر شدن مستقیم در خصومت‌ها.

جنگ همچنین فرصت‌های اقتصادی قابل توجهی را در میان طناب‌بازی دیپلماتیک برای ترکیه فراهم کرده است. از آنجا که تحریم‌های غربی مسیرهای تجاری روسیه را فلج کرد، ترکیه به یک مرکز حیاتی برای انتقال کالاهای دوگانه و تسهیل‌کننده معاملات مالی روسیه تبدیل شد. این یک رونق اقتصادی کوتاه‌مدت فراهم کرده است، اما خطر جلب خشم متحدان ناتو و احتمال تحریم‌های ثانویه را در پی دارد. بنابراین، بی‌طرفی سودآور ترکیه یک قمار پرخطر است که حدود اتحاد و توانایی آن برای سودبردن از درگیری که رسماً به دنبال میانجیگری در آن است را آزمایش می‌کند.

نوعثمانی‌گرایی: احیای پیوندهای تاریخی

دیدگاه نوعثمانی رئیس‌جمهور اردوغان محرک سیاست خارجی احیاگرایانه ترکیه است. با احیای پیوندهای تاریخی در بالکان، آفریقا و خاورمیانه، آنکارا قصد دارد قدرت نرم را از طریق دیپلماسی فرهنگی و مذهبی نشان دهد. در آفریقا، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های ترکی در زیرساخت و آموزش سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در حالی که در سومالی، ترکیه یک پایگاه نظامی دارد و کمک‌های بشردوستانه ارائه می‌دهد. این تلاش‌ها با جمعیت‌هایی که خاطرات تاریخی دوران عثمانی را به اشتراک می‌گذارند طنین‌انداز می‌شود، اگرچه خطر بیگانه کردن قدرت‌های رقیب مانند ایران و عربستان سعودی را دارد که رویکرد سنی‌محور ترکیه را به عنوان چالشی برای نفوذ مذهبی خود می‌دانند.

فراتر از قدرت نرم، ترکیه تمایل به استقرار قدرت سخت برای حفاظت از حوزه نفوذ خود را نشان داده است، به ویژه در مداخلات نظامی خود در سوریه، لیبی و قره‌باغ. این اقدامات نشان‌دهنده خروج از سیاست خارجی محتاطانه قبلی ترکیه و بازگشت به نقش پلیس منطقه‌ای قاطع‌تر به سبک عثمانی است. استفاده از پهپادهای پیشرفته، که به عنوان «ارزان و مؤثر» معرفی می‌شوند، نه تنها میدان‌های نبرد منطقه‌ای را تغییر شکل داده است، بلکه ترکیه را به عنوان یک شریک نظامی قدرتمند و صادرکننده تسلیحات بازاریابی کرده و لبه تیزی به دیپلماسی فرهنگی و مذهبی آن اضافه کرده است.

با این حال، این گسترش جاه‌طلبانه توسط آسیب‌پذیری‌های اقتصادی داخلی محدود می‌شود. تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی پایداری ماجراجویی‌های خارجی ترکیه را تهدید می‌کند. تأمین مالی اکسپدیشن‌های نظامی، بازسازی زیرساخت‌های خارجی و حمایت از شبکه وسیع سازمان‌های غیردولتی بار قابل توجهی بر خزانه ملی تحمیل می‌کند. موفقیت نوعثمانی‌گرایی، بنابراین، ذاتاً به توانایی اردوغان در تثبیت اقتصاد ترکیه مرتبط است و اثبات می‌کند که چشم‌اندازهای استراتژیک بزرگ نمی‌توانند از واقعیت‌های مالی جدا شوند.

آسیای مرکزی: دیپلماسی فرهنگی و اهرم اقتصادی

آسیای مرکزی به عنوان نقطه کانونی برای دستیابی ترکیه به پس از شوروی ظاهر شده است. از دهه 1990، آنکارا روابط خود را با قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان از طریق تجارت، آموزش و مبادلات فرهنگی پرورش داده است. نظرسنجی بارومتر آسیای مرکزی 2023 تصویر مطلوب ترکیه را در منطقه، به ویژه در قرقیزستان و قزاقستان، جایی که کالاها و بازدیدهای دیپلماتیک ترکی از برجستگی برخوردارند، برجسته می‌کند. تنوع انرژی بیشتر انگیزه مشارکت ترکیه را تقویت می‌کند: ذخایر نفتی قزاقستان و گازی ترکمنستان جایگزین‌هایی برای منابع روسیه ارائه می‌دهند که با هدف آنکارا برای تبدیل شدن به یک مرکز ترانزیت از طریق پروژه‌هایی مانند راهروی میانی همسو است.

دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی فراتر از اقتصاد به ابتکارات آموزشی و زبانی گسترش می‌یابد. دانشگاه‌های تأمین مالی شده توسط ترکیه، مانند شعبه مؤسسات آموزشی الگوبرداری شده از مدارس جنبش گولن (قبل از 2016) و برنامه‌های دولتی، هزاران دانشجوی آسیای مرکزی را تحصیل داده‌اند و شبکه‌های نفوذی ایجاد کرده‌اند که در نسل‌ها ادامه دارد. ترویج زبان ترکی و جشنواره‌های فرهنگی که میراث مشترک ترکی را جشن می‌گیرند، موقعیت آنکارا را به عنوان رهبر طبیعی جهان ترک تقویت می‌کند. سریال‌های تلویزیونی ترکی و فرهنگ عامه نیز به بازارهای آسیای مرکزی نفوذ کرده‌اند و منابع قدرت نرمی ایجاد کرده‌اند که مکمل سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی سخت است.

با این حال، جاه‌طلبی‌های ترکیه در آسیای مرکزی با موانع قابل توجهی روبرو است. روسیه منطقه را به عنوان حوزه نفوذ تاریخی خود می‌بیند و به ابتکارات ترکی با فشار اقتصادی و مانورهای سیاسی از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی پاسخ داده است. سرمایه‌گذاری‌های عظیم کمربند و جاده چین، ظرفیت اقتصادی ترکیه را کوچک می‌کند، در حالی که ایران برای نفوذ در تاجیکستان و افغانستان رقابت می‌کند. علاوه بر این، دولت‌های آسیای مرکزی در مورد اتکای بیش از حد به هر قدرت خارجی واحد محتاط هستند و ترجیح می‌دهند انعطاف‌پذیری استراتژیک را حفظ کنند. چالش ترکیه در نشان دادن تعهد پایدار و مزایای ملموس در حین پیمایش حساسیت‌های قدرت‌های منطقه‌ای مستقر است.

چین: مشارکت‌های اقتصادی و ابهام استراتژیک

چین ترکیه را به عنوان یک شریک حیاتی در ابتکار کمربند و جاده (BRI) می‌بیند و سرمایه‌گذاری و اهرم سیاسی را برای متعادل کردن نفوذ ایالات متحده ارائه می‌دهد. برای ترکیه، روابط نزدیک‌تر با پکن مزایای اقتصادی و مسیری برای پل زدن بین آسیا و اروپا فراهم می‌کند. با این حال، عضویت ترکیه در ناتو این رابطه را پیچیده می‌کند. در حالی که چین به دنبال دور کردن آنکارا از اردوگاه غربی است، ترکیه یک توازن محتاطانه حفظ می‌کند و از موقعیت استراتژیک خود برای استخراج امتیازات از هر دو طرف استفاده می‌کند. این دوگانگی اهرم ترکیه را در ناتو افزایش می‌دهد و آن را به عنوان پیوند ضروری بین قاره‌ها قرار می‌دهد.

رابطه چین و ترکیه به طور قابل توجهی در بخش‌های زیرساخت و دفاع عمیق‌تر شده است. شرکت‌های چینی در بنادر، راه‌آهن و پروژه‌های انرژی ترکیه سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در حالی که ترکیه علاقه‌مندی به فناوری نظامی چین، از جمله سیستم‌های دفاع موشکی نشان داده است. حجم تجارت بین دو کشور به طور قابل توجهی افزایش یافته است و ترکیه به دنبال کاهش کسری تجاری خود از طریق افزایش صادرات محصولات کشاورزی و کالاهای صنعتی است. پکن ترکیه را به عنوان پایانه غربی حیاتی BRI می‌بیند که برای اتصال تجارت چین به بازارهای اروپا از طریق راهروی میانی که روسیه را دور می‌زند و زمان ترانزیت سریع‌تری نسبت به مسیرهای سنتی ارائه می‌دهد، ضروری است.

با این حال، تنش‌های اساسی در زیر سطح همکاری عملی پایدار هستند. وضعیت مسلمانان اویغور در سین‌کیانگ یک معضل عمیق برای آنکارا است. حوزه داخلی و هویت اسلامی ترکیه فشاری برای انتقاد از سیاست‌های چین ایجاد می‌کند، اما وابستگی اقتصادی و محاسبات ژئوپلیتیک خویشتن‌داری را اجباری می‌کند. اظهارات گاه‌به‌گاه ترکیه در مورد حقوق اویغورها سرزنش‌های تند پکن را به دنبال داشته و رهبران ترکیه را مجبور کرده است از طناب دیپلماتیک عبور کنند. علاوه بر این، رابطه امنیتی ترکیه با ایالات متحده، علی‌رغم تنش‌ها، بسیار عمیق‌تر از هر مشارکت بالقوه با چین باقی می‌ماند و محدود می‌کند که آنکارا تا چه حد می‌تواند به سمت پکن حرکت کند بدون اینکه تحریم‌های غربی یا از دست دادن مزایای ناتو را تحریک کند. این محدودیت ساختاری تضمین می‌کند که روابط ترکیه و چین، در حالی که در حال گسترش است، توسط تعهدات نهادی غربی ترکیه محدود خواهد ماند.

ایران: رقابت و همکاری محدود

روابط ترکیه و ایران بین همکاری و رقابت نوسان می‌کند. هر دو کشور سیاست‌های «مشکل صفر» را با همسایگان دنبال می‌کنند، اما رویکردهای متفاوت آن‌ها نسبت به سوریه و بیداری عربی روابط را تحت فشار قرار می‌دهد. ایران دستیابی ترکیه به آسیای مرکزی را به عنوان تهدیدی برای نفوذ خود می‌بیند، در حالی که ترکیه دینداری ایران و رقابت تاریخی را به عنوان موانعی برای مشارکت عمیق‌تر می‌بیند. پیوندهای اقتصادی، به ویژه در تجارت انرژی، ادامه دارد، اما بی‌اعتمادی متقابل همسویی استراتژیک را محدود می‌کند. تلاش‌های روسیه برای متعادل کردن منافع ترکیه و ایران در قفقاز و آسیای مرکزی این پویایی سه‌جانبه را بیشتر پیچیده می‌کند.

بعد فرقه‌ای رقابت ترکیه و ایران به وضوح در سوریه، عراق و یمن آشکار می‌شود، جایی که حمایت ترکیه از جناح‌های سنی مستقیماً با حمایت ایران از شبه‌نظامیان شیعه و دولت‌ها مخالفت می‌کند. در سوریه، حضور ترکیه در ادلب و مناطق شمالی جاه‌طلبی‌های ایران برای یک راهروی زمینی به مدیترانه را به چالش می‌کشد، در حالی که در عراق، هر دو برای نفوذ بر چشم‌انداز سیاسی پس از داعش رقابت می‌کنند. علی‌رغم این درگیری‌ها، ملاحظات عملی اغلب بر تفاوت‌های ایدئولوژیک غلبه می‌کنند. ترکیه مقادیر قابل توجهی گاز طبیعی و محصولات نفتی ایران وارد می‌کند، در حالی که هر دو کشور نگرانی‌های مشترک در مورد جدایی‌طلبی کردی دارند و همکاری اطلاعاتی در مورد امنیت مرزی حفظ می‌کنند. تجارت حتی تحت تحریم‌های ایالات متحده ادامه دارد، با ترکیه به عنوان مجرای شکستن تحریم برای کالاهای ایرانی.

حافظه تاریخی بیشتر روابط معاصر را پیچیده می‌کند. رقابت‌های عثمانی-صفوی قرن‌ها گذشته در رقابت استراتژیک مدرن طنین‌انداز می‌شود، با هر دو کشور که رهبری جهان اسلام را از طریق عدسی‌های الاهیاتی و فرهنگی مختلف ادعا می‌کنند. ملی‌گرایی فارسی ایران و هویت ترکی ترکیه حوزه‌های نفوذ موازی اما غیر متقاطع ایجاد می‌کنند. در قفقاز، ایران همکاری آذربایجان و ترکیه را با سوء ظن می‌بیند و از محاصره و تهدیدات برای اقلیت آذربایجانی خود می‌ترسد. توافقنامه‌های ابراهیم و گرم شدن روابط ترکیه با اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه کرده است، با ایران که این تحولات را به عنوان محاصره خصمانه می‌بیند. این رقابت چندبعدی تضمین می‌کند که روابط ترکیه و ایران همچنان با همکاری تاکتیکی در چارچوب رقابت استراتژیک مشخص شود.

روسیه: رقابت و همزیستی

رابطه ترکیه و روسیه یک تعامل پیچیده رقابت و پراگماتیسم است. در سوریه، آنکارا و مسکو از جناح‌های مخالف حمایت می‌کنند اما برای جلوگیری از درگیری مستقیم هماهنگ می‌کنند. در انرژی، ترکیه گاز روسی وارد می‌کند در حالی که به دنبال جایگزین‌ها برای کاهش وابستگی است. دریای سیاه یک نقطه اشتعال باقی می‌ماند، با کنترل ترکیه بر دسترسی دریایی که جاه‌طلبی‌های روسیه را به چالش می‌کشد. علی‌رغم تنش‌ها، هر دو کشور هزینه‌های رویارویی را تشخیص می‌دهند که منجر به همکاری موردی در زمینه‌هایی مانند انرژی هسته‌ای و گردشگری می‌شود.

رابطه ترکیه و روسیه یکی از متناقض‌ترین مشارکت‌ها در ژئوپلیتیک معاصر است. سرنگونی یک جنگنده روسی توسط ترکیه در سال 2015 دو کشور را به آستانه درگیری رساند، اما در عرض دو سال همکاری استراتژیک را از سر گرفتند. این تاب‌آوری ناشی از وابستگی‌های اقتصادی متقابل و ناامیدی‌های مشترک از سیاست‌های غربی است. ساخت نیروگاه هسته‌ای آکویو ترکیه توسط روسیه نشان‌دهنده یک تعهد چند میلیارد دلاری است، در حالی که شرکت‌های ساختمانی