تحولات خلیج فارس و غرب آسیا: رقص دیپلماسی بر لبه تنش در تنگه هرمز


سلسله رویدادهای پرشتاب اخیر در خلیج فارس و غرب آسیا، تصویری روشن از منطقه‌ای را ترسیم می‌کند که بر لبه پرتگاه قرار دارد، در حالی که رقابت ژئوپلیتیکی دیرینه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به نقطه‌ای حساس رسیده است. با بررسی گزارش‌های رسانه‌های دولتی ایران، خبرگزاری‌های رسمی چین، رسانه‌های روسی و تحلیل‌های بین‌المللی قابل توجه، روایتی چندوجهی پدیدار می‌شود: گفتگوهای دیپلماتیک سطح بالا که با احتیاط در پاکستان در جریان است، نمایش موازی اقتدار دریایی و عزم راسخ ایران در تنگه هرمز، و مانورهای دیپلماتیک فعال قدرت‌های بزرگ خارجی از جمله روسیه، چین و فرانسه. در حالی که دور نخست مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اسلام‌آباد گامی رویه‌ای برای دور شدن از تشدید تنش محسوب می‌شود، وقوع همزمان حوادث دریایی و لفاظی‌های آتشین تهران حاکی از آن است که راه دستیابی به هرگونه توافق معناداری، مملو از بی‌اعتمادی عمیق و اهمیت راهبردی تنگه هرمز است.

نقطه عطف دیپلماتیک این دوره، پایان یافتن مرحله نخست مذاکرات غیرمستقیم میان هیئت‌های ایرانی و آمریکایی در اسلام‌آباد بود که با تسهیل پاکستان برگزار شد. بر اساس گزارش رسانه‌های وابسته به دولت ایران و خبرگزاری شینهوا، این گفتگوها به پیشرفتی چشمگیر منجر نشد، بلکه صرفاً شامل «تبادل متون مکتوب» در خصوص مواضع هر یک از طرفین درباره رفع تحریم‌ها و پایبندی به تعهدات هسته‌ای بود. انتخاب قالب غیرمستقیم و مکتوب – به جای گفتگوی رودررو – بر بی‌اعتمادی عمیق و تلاش آگاهانه برای پرهیز از هرگونه ظاهر عادی‌سازی روابط تأکید دارد. تحلیلگران سیاست خارجی چین، به نقل از روزنامه «گلوبال تایمز»، فضای حاکم بر مذاکرات را «متشنج» توصیف کرده، اما خاطرنشان ساختند که صرف تداوم سازوکار گفتگو با توجه به تاریخچه پرماجرای یک دهه گذشته، دستاوردی نسبی محسوب می‌شود. در همین راستا و بر پیچیدگی اوضاع افزود، یک دیپلمات روس از جِی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به دلیل فقدان آشکار «مبانی دیپلماتیک» انتقاد کرد و شکنندگی موضع مذاکراتی ایالات متحده را از نگاه شرکای راهبردی ایران برجسته ساخت.

همزمان با این تحولات دیپلماتیک، صحنه عملیاتی خلیج فارس همچنان به شدت ملتهب و فعال باقی ماند. تحقیقات شبکه پرس‌تی‌وی جزئیات حادثه‌ای مربوط به ناوشکن‌های نیروی دریایی آمریکا در حال تردد در تنگه هرمز را تشریح کرد و آن را «اقدامی نمایشی و شکست‌خورده» خواند که به دلیل آمادگی نیروهای دریایی و پدافند ساحلی ایران، کشتی‌های آمریکایی را «تا آستانه نابودی» پیش برد. اگرچه تأیید مستقل جزئیات دقیق تاکتیکی چنین برخوردی دشوار است و این روایت از منظر رسانه‌های نظامی ایران ارائه شده، اما این گزارش هدف راهبردی روشنی را دنبال می‌کند. این روایت، پیام محمد رضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور ایران را تقویت می‌کند که اعلام داشت ایران «رؤیای تغییر رژیم دشمن را به تغییر رژیم حاکمیتی در هرمز تبدیل کرده است» (پرس‌تی‌وی، ۲۳ فروردین ۱۴۰۵). این صرفاً یک لفاظی نیست، بلکه یک دکترین عملیاتی است. تهران با تأکید بر اینکه «از هرمز تا خسارت بر سر دفاع از حقوق ایستاده است»، مستقیماً میز مذاکره در اسلام‌آباد را به موازنه قدرت در دریا پیوند می‌زند و به واشنگتن یادآوری می‌کند که شکست دیپلماسی می‌تواند امنیت ترانزیت انرژی جهانی را به خطر اندازد.

در لایه‌ای دیگر از پیچیدگی، اعلام «محاصره دریایی خودخوانده تنگه هرمز» توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، آن‌گونه که روزنامه «ال پائیس» گزارش داد، مذاکرات جاری را به آشفتگی کشاند. اقدام ترامپ که از سوی وی به عنوان اقدامی ضروری برای مقابله با تجاوزات ایران قلمداد شد، بلافاصله از سوی ناظران بین‌المللی به عنوان تشدید تنشی خطرناک که می‌تواند به رویارویی مستقیم نظامی منجر شود، مورد انتقاد قرار گرفت. این تحول بر ماهیت بی‌ثبات سیاست داخلی آمریکا و تأثیر آن بر سیاست خارجی تأکید می‌کند و وضعیتی را که از پیش متزلزل بوده، بیش از پیش پیچیده می‌سازد.

این تحولات واکنش‌های چندوجهی از سوی قدرت‌های جهانی فراتر از طرفین اصلی درگیر را در پی داشته است. تماس تلفنی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، بر اساس گزارش پرس‌تی‌وی، بر حمایت مسکو از «حق مشروع» ایران برای تضمین امنیت خود تأکید و همزمان تصمیم ایران برای مشارکت در گفتگو را ستود. این موضع‌گیری با منافع کلان روسیه در تثبیت جبهه ایران – که به مسکو امکان تمرکز بر مناقشه اوکراین را می‌دهد – و نیز مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا در منطقه همسو است. در اقدامی شگفت‌انگیزتر، گزارشی در روزنامه روسی «ماسکوفسکی کامسامولتس» حاکی از آن است که فرانسه «آمادگی خود را برای کمک به ایران در تنگه هرمز اعلام کرده است». این ابتکار فرانسوی که احتمالاً با هدف تنش‌زدایی و حفاظت از منافع دریایی اروپا صورت می‌گیرد، بازتاب‌دهنده تمایل اروپا برای جلوگیری از درگیری گسترده‌تری است که می‌تواند قیمت انرژی را به شدت افزایش دهد. این اقدام همچنین راهبرد فشار حداکثری آمریکا را پیچیده می‌کند و نشان می‌دهد که حتی متحدان سنتی غربی نیز ثبات را بر همسویی با موضع دریایی بالقوه تشدیدکننده آمریکا ترجیح می‌دهند.

علاوه بر این، نمی‌توان ابعاد اقتصادی این رقابت ژئوپلیتیکی را نادیده گرفت. همان‌گونه که نشریه «ژئوپلیتیکال اکونومی» اشاره کرده، تلاش‌های ایران برای دور زدن سیستم پترودلار از طریق تجارت نفت با یوان، چالشی جدی برای هژمونی اقتصادی ایالات متحده محسوب می‌شود (ژئوپلیتیکال اکونومی، ۲۷ اسفند ۱۴۰۴). این اقدام نه تنها راه نجاتی برای ایران در میان تحریم‌های فلج‌کننده فراهم می‌کند، بلکه با روندهای گسترده‌تر جهانی دلارزدایی نیز همسو است. حمایت چین از این ابتکار، که ناشی از منافع خود در کاهش اتکا به دلار آمریکا و گسترش نفوذ خویش است، لایه دیگری از پیچیدگی را به مذاکرات جاری می‌افزاید.

به طور خلاصه، رویدادهای اواسط آوریل ۲۰۲۶ (اواخر فروردین ۱۴۰۵) تصویری از یک توازن شکننده را به نمایش می‌گذارند. کانال دیپلماتیک در اسلام‌آباد نمایانگر گامی محتاطانه و رویه‌ای برای فاصله گرفتن از لبه پرتگاه درگیری آشکار است. با این حال، تقویت همزمان جایگاه راهبردی ایران در تنگه هرمز – که با روایتی روشن از بازدارندگی نظامی پشتیبانی می‌شود – نشان می‌دهد که تهران از موضع قدرت ادراکی، و نه ضعف، وارد مذاکره شده است. دخالت چین و روسیه به عنوان تثبیت‌کنندگان دیپلماتیک و فرانسه به عنوان میانجی بالقوه دریایی، محیط بین‌المللی پیچیده‌ای را ایجاد می‌کند که گزینه‌های واشنگتن را محدود می‌سازد. در حالی که تبادل متون مکتوب از بروز بحران فوری جلوگیری می‌کند، مناقشه ساختاری زیربنایی – یعنی پیگیری رفع تحریم‌ها از سوی ایران در مقابل خواسته‌های آمریکا برای محدودیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای – همچنان حل‌نشده باقی مانده است. تنگه هرمز کماکان محوری است که موفقیت یا شکست روند اسلام‌آباد در نهایت بر آن استوار خواهد بود و اهمیت اقتصادی و راهبردی آن بالاتر از همیشه است.

Sources & Bibliography

Written by: Hassan Ahmadi