حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران و پیامدهای آن برای سازمان‌های بین‌المللی جایگزین


در ۳۱ خرداد ۱۴۰۴، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ اعلام کرد که نیروهای ایالات متحده آنچه را که او «حملات بسیار موفقیت‌آمیز» توصیف کرد، علیه سه تاسیسات هسته‌ای اصلی ایران انجام داده‌اند: فردو، نطنز و اصفهان. این اقدام نظامی مستقیم بی‌سابقه توسط آمریکا علیه ایران، نمایانگر تشدید تاریخی در ژئوپلیتیک خاورمیانه است و پیامدهای عمیقی برای سازمان‌های چندجانبه‌ای که ایران در آن‌ها عضویت دارد، به‌ویژه بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی)، سازمان همکاری شانگهای (SCO) و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) دارد.

این حملات نخستین باری است که ایالات متحده مستقیماً زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را هدف قرار می‌دهد و چشم‌انداز استراتژیک خاورمیانه را به‌طور بنیادین تغییر می‌دهد و نظم بین‌المللی موجود را به چالش می‌کشد. از آنجا که ایران به‌طور فزاینده‌ای خود را با چارچوب‌های بین‌المللی جایگزینی که تحت رهبری چین و روسیه هستند همسو کرده است، این اقدام نظامی سؤالات حیاتی درباره اثربخشی این سازمان‌های چندجانبه در حفاظت از اعضای خود و توانایی آن‌ها در به چالش کشیدن هژمونی آمریکا مطرح می‌کند.

زمینه فوری: تشدید در درگیری اسرائیل-ایران

حملات آمریکا در بحبوحه درگیری تشدیدشونده‌ای بین اسرائیل و ایران صورت گرفت که در طول خرداد ۱۴۰۴ در حال تشدید بود. درگیری زمانی وارد مرحله جدیدی شد که اسرائیل در ۲۳ خرداد حملات نظامی یکجانبه‌ای علیه مواضع ایرانی آغاز کرد که موجب تلافی ایران از جمله حملات به شهر حیفای اسرائیل شد که ۳۳ نفر را مجروح کرد. رئیس‌جمهور ترامپ روزها درباره مداخله مستقیم در درگیری تردید داشت و سرانجام تصمیم گرفت قبل از مهلت دو هفته‌ای که خود تعیین کرده بود، عمل کند.

انتخاب اهداف به‌ویژه مهم بود. سه تاسیسی که مورد حمله قرار گرفتند – فردو، نطنز و اصفهان – هسته اصلی برنامه هسته‌ای ایران را تشکیل می‌دهند. فردو که در عمق زیرزمین ساخته شده و یکی از امن‌ترین تاسیسات هسته‌ای جهان محسوب می‌شود، توسط ترامپ توصیف شد که «بار کاملی از بمب‌ها» دریافت کرده است. استفاده از بمب‌های نافذ پناهگاه که توسط بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2 حمل شده‌اند، تنها هواپیمایی که قادر به نفوذ به چنین مواضع مستحکمی هستند، مقیاس و پیچیدگی عملیات را نشان می‌دهد.

این مداخله مستقیم ایالات متحده نمایانگر انحراف چشمگیری از رویکردهای قبلی نسبت به برنامه هسته‌ای ایران است که عمدتاً بر تحریم‌های اقتصادی، فشار دیپلماتیک و درگیری‌های نیابتی متکی بود. تصمیم برای هدف قرار دادن مستقیم زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، نشانگر تغییر بنیادین در استراتژی آمریکا است و پیامدهای فوری برای روابط ایران با متحدانش در بریکس، SCO و CSTO دارد.

عضویت ایران در سازمان‌های بین‌المللی جایگزین

ادغام ایران در سازمان‌های بین‌المللی تحت رهبری چین و روسیه، رکن اصلی استراتژی آن برای مقابله با تحریم‌های آمریکا و انزوای دیپلماتیک بوده است. این استراتژی در سال‌های اخیر به‌طور قابل‌توجهی تسریع شده چرا که ایران به دنبال جایگزین‌هایی برای نهادهای بین‌المللی تحت سلطه غرب بوده است.

عضویت در بریکس و ادغام اقتصادی

ایران در اول ژانویه ۲۰۲۴ (۱۱ دی ۱۴۰۲) به‌طور رسمی عضو کامل بریکس شد و به برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در آنچه بلوک اقتصادی و سیاسی مهمی شده، پیوست. شمول ایران در بریکس به‌عنوان پیروزی مهمی برای تلاش‌های تهران در غلبه بر تأثیر تحریم‌های آمریکا و پایان دادن به انزوای بین‌المللی خود دیده شد. این سازمان که اکنون تقریباً ۴۰ درصد از جمعیت جهان و بخش قابل‌توجهی از تولید ناخالص داخلی جهانی را نمایندگی می‌کند، به ایران دسترسی به سیستم‌های مالی جایگزین و شبکه‌های تجاری ارائه داد.

برای ایران، عضویت در بریکس چندین مزیت کلیدی وعده می‌داد: افزایش مشروعیت در صحنه بین‌المللی علی‌رغم ناآرامی‌های داخلی و انتقادات بین‌المللی، دسترسی به اقتصادهای رو به رشد برای تجارت و سرمایه‌گذاری، و مشارکت در مکانیسم‌های مالی جایگزین که می‌توانند سیستم‌های تحت سلطه آمریکا مانند SWIFT را دور بزنند. تأکید سازمان بر به چالش کشیدن تحریم‌های یکجانبه و ترویج چندقطبی‌گرایی کاملاً با اهداف استراتژیک ایران همسو بود.

مشارکت در سازمان همکاری شانگهای

ایران همچنین عمیقاً با سازمان همکاری شانگهای که شامل چین، روسیه، هند، پاکستان و چندین کشور آسیای مرکزی است، درگیر بوده است. SCO که ابتدا بر همکاری امنیتی و مبارزه با تروریسم متمرکز بود، به شمول همکاری اقتصادی گسترش یافته و مسیر دیگری برای ایران برای ادغام با سیستم‌های بین‌المللی غیرغربی فراهم می‌کند.

تأکید SCO بر امنیت متقابل و عدم مداخله در امور داخلی، به ایران منتدایی برای توسعه روابط با قدرت‌های منطقه‌ای و کسب حمایت برای مواضع خود در مسائل مختلف بین‌المللی فراهم کرده است. مشارکت ایران در فعالیت‌های SCO بخشی از استراتژی گسترده‌تر آن برای توسعه آنچه مقامات ایرانی تلاش‌ها برای ایجاد نظم بین‌المللی جدیدی که هژمونی آمریکا را به چالش می‌کشد، توصیف می‌کنند، بوده است.

CSTO و ملاحظات امنیتی

در حالی که ایران عضو کاملی از سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) که تحت سلطه روسیه است و شامل چندین کشور شوروی سابق می‌شود، نیست، روابط امنیتی قابل‌توجهی با اعضای CSTO، به‌ویژه روسیه، توسعه داده است. این روابط شامل همکاری نظامی، فروش تسلیحات و هماهنگی در مسائل امنیت منطقه‌ای بوده است.

مفاد دفاع متقابل CSTO و نقش آن به‌عنوان موازنه‌ای برای ناتو در فضای پس از شوروی، آن را نقطه مرجع مهمی برای درک نحوه پاسخ ترتیبات امنیت جمعی به حملات علیه کشورهای همسو با روسیه و چین ساخته است.

پاسخ‌های فوری از بریکس، SCO و CSTO

عواقب فوری حملات آمریکا هم محدودیت‌ها و هم پیچیدگی‌های این سازمان‌های بین‌المللی جایگزین در پاسخ به اقدام نظامی مستقیم علیه یکی از اعضای خود را آشکار کرده است.

روسیه، به‌عنوان رهبر کلیدی در هر سه سازمان، پیش از این ایالات متحده را علیه حمله به ایران هشدار داده بود. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، بیان کرد که چنین اقداماتی خاورمیانه را «به‌طور بنیادین بی‌ثبات» خواهد کرد و از فاجعه هسته‌ای احتمالی ناشی از حملات به تاسیسات هسته‌ای هشدار داد. پاسخ روسیه منعکس‌کننده رقابت استراتژیک گسترده‌تر آن با ایالات متحده و علاقه‌اش به حفظ ایران به‌عنوان متحدی در این رقابت است.

با این حال، پاسخ واقعی روسیه به حملات محتاطانه‌تر از آنچه ممکن بود انتظار می‌رفت، بوده است. در حالی که حملات را از طریق کانال‌های دیپلماتیک محکوم کرده، روسیه هیچ قصدی برای ارائه حمایت نظامی مستقیم به ایران یا تشدید درگیری با ایالات متحده نشان نداده است. این پاسخ محتاطانه منعکس‌کننده این واقعیت است که علی‌رغم شراکت استراتژیک آن‌ها، روسیه آماده ریسک مواجهه مستقیم با آمریکا بر سر ایران نیست.

پاسخ چین به‌طور مشخص بر راه‌حل‌های دیپلماتیک و ثبات متمرکز بوده است. مقامات چینی تأکید کرده‌اند که «اگر خاورمیانه ناپایدار باشد، جهان در صلح نخواهد بود»، که منعکس‌کننده نگرانی‌های گسترده‌تر چین درباره ثبات اقتصادی و سیاسی جهانی است. رویکرد چین علاقه‌اش به حفظ ایران به‌عنوان شریک استراتژیک را در عین اجتناب از مواجهه مستقیم با ایالات متحده نشان می‌دهد.

موضع چین با منافع اقتصادی قابل‌توجه آن در ثبات خاورمیانه و روابط تجاری جاری آن با ایالات متحده پیچیده شده است. در حالی که چین از ایران در چارچوب‌های بریکس و SCO حمایت می‌کند، مراقب بوده که نوع حمایت نظامی مستقیمی که تنش‌ها با واشنگتن را تشدید می‌کند، ارائه ندهد.

واگرایی هند و چالش‌های وحدت بریکس

پاسخ هند یکی از چالش‌های کلیدی که این سازمان‌های بین‌المللی جایگزین با آن مواجه هستند را برجسته کرده است: منافع ملی متفاوت میان اعضا. گزارش‌ها حاکی است که هند «در بحث‌ها درباره درگیری اسرائیل-ایران» در چارچوب‌های SCO مشارکت نکرد، که نشان‌دهنده اکراه دهلی نو از کشیده شدن به درگیری‌هایی است که به منافع ملی آن خدمت نمی‌کند.

موضع هند منعکس‌کننده روابط پیچیده آن در این سازمان‌هاست. در حالی که هند عضویت در بریکس و SCO را به دلایل اقتصادی و استراتژیک ارزش می‌داند، روابط مهمی با ایالات متحده و اسرائیل حفظ می‌کند که توانایی آن برای ارائه حمایت بی‌قید و شرط از ایران را پیچیده می‌کند. این واگرایی نشان می‌دهد که نمی‌توان وحدت بریکس در بحران‌های بین‌المللی عمده را مفروض دانست.

پیامدهای استراتژیک برای سازمان‌های بین‌المللی جایگزین

حملات آمریکا به ایران و پاسخ‌های اعضای بریکس، SCO و CSTO چندین محدودیت و چالش حیاتی برای این سازمان‌ها به‌عنوان جایگزین‌هایی برای نهادهای بین‌المللی تحت سلطه غرب آشکار می‌کند.

یکی از مهم‌ترین کشفیات از این بحران، ماهیت محدود مفاد امنیت جمعی در این سازمان‌هاست. برخلاف ماده ۵ ناتو و بند دفاع متقابل، نه بریکس و نه SCO شامل تعهدات امنیتی لازم‌الاجرایی نیست که اعضا را ملزم به دفاع از یکدیگر در برابر حمله خارجی کند. در حالی که CSTO شامل مفاد دفاع متقابل است، ایران عضو نیست و حتی اعضای CSTO تمایل به استناد به این مفاد در درگیری‌هایی که ممکن است با قدرت‌های بزرگ تشدید شود، نشان داده‌اند.

این محدودیت منعکس‌کننده چالش بنیادی برای این سازمان‌ها در ارائه نوع تضمین‌های امنیتی است که آن‌ها را جایگزین‌های واقعی برای ترتیبات امنیتی غربی کند. غیبت مکانیسم‌های امنیت جمعی مؤثر به این معنی است که اعضا در برابر فشار و حمله فردی از قدرت‌های بزرگ مانند ایالات متحده آسیب‌پذیر باقی می‌مانند.

بحران همچنین تنش‌ها میان همبستگی اعلام‌شده و منافع ملی واقعی در این سازمان‌ها را برجسته کرده است. در حالی که اعضای بریکس و SCO حمایت کلی از چندقطبی‌گرایی و مقاومت در برابر تحریم‌های یکجانبه ابراز کرده‌اند، تمایل آن‌ها به تحمل هزینه‌های اقتصادی یا سیاسی برای حمایت از ایران محدود ثابت شده است. زمانی که با هزینه‌های واقعی مواجهه با قدرت آمریکا مواجه شدند، اعضا تمایل به اولویت‌بندی منافع ملی خود بر همبستگی سازمانی نشان دادند.

حملات آمریکا به ایران در پس‌زمینه تحریم‌های گسترده اقتصادی رخ می‌دهد که توانایی ایران برای بهره‌مندی از عضویت در بریکس و SCO را به‌طور قابل‌توجهی محدود کرده است. در حالی که این سازمان‌ها مکانیسم‌های مالی جایگزین و ترتیبات تجاری را توسعه داده‌اند، آن‌ها برای جبران کامل تأثیر تحریم‌های آمریکا کافی ثابت نشده‌اند.

این واقعیت محدودیت دیگری از این سازمان‌های جایگزین را نشان می‌دهد: ناتوانی آن‌ها در محافظت کامل اعضا از فشار اقتصادی آمریکا. علی‌رغم نمایندگی بخش قابل‌توجهی از اقتصاد جهانی، بریکس و SCO نتوانسته‌اند سیستم‌های اقتصادی واقعاً مستقلی ایجاد کنند که بتوانند کاملاً خارج از نفوذ آمریکا عمل کنند.

پیامدهای بلندمدت برای نظم جهانی

حملات آمریکا به ایران و پاسخ‌های سازمان‌های بین‌المللی جایگزین پیامدهای مهمی برای تکامل نظام بین‌المللی و رقابت جاری میان نهادهای تحت رهبری غرب و جایگزین‌های آن‌ها دارد.

یکی از پیامدهای احتمالی این بحران، تسریع تلاش‌ها برای تقویت سازمان‌های بین‌المللی جایگزین و کاهش وابستگی به سیستم‌های غربی است. حملات آسیب‌پذیری کشورهایی که هژمونی آمریکا را به چالش می‌کشند در حالی که در سیستم‌های اقتصادی و امنیتی تحت سلطه آمریکا ادغام شده‌اند، نشان می‌دهد.

این می‌تواند منجر به تلاش‌های تشدیدشده برای توسعه سیستم‌های مالی مستقل، مکانیسم‌های تجاری جایگزین و ترتیبات امنیت جمعی مستحکم‌تر در بریکس، SCO و سازمان‌های مشابه شود. بحران ممکن است به‌عنوان زنگ خطری برای این سازمان‌ها درباره نیاز به تعهدات ملموس‌تر و لازم‌الاجراتر برای حمایت متقابل عمل کند.

بحران آزمون حیاتی مفهوم چندقطبی‌گرایی که محوری برای بلاغت بریکس و SCO بوده، نمایندگی می‌کند. پاسخ محدود به حملات آمریکا نشان می‌دهد که چندقطبی‌گرایی واقعی – جایی که مراکز قدرت متعدد می‌توانند یکدیگر را به‌طور مؤثر متعادل کنند – همچنان دست‌نیافتنی باقی می‌ماند. ایالات متحده توانایی ادامه‌دار خود برای عمل یکجانبه علیه قدرت‌های منطقه‌ای بزرگ بدون مواجهه با مخالفت مؤثر از مراکز قدرت جایگزین را نشان داد.

این واقعیت ممکن است منجر به بازارزیابی استراتژی‌ها در این سازمان‌ها و احتمالاً تلاش‌های تهاجمی‌تر برای توسعه قابلیت‌هایی که بتوانند واقعاً اقدام آمریکا را محدود کنند، شود. از طرف دیگر، ممکن است منجر به شناخت این شود که به چالش کشیدن مستقیم هژمونی آمریکا هزینه‌هایی دارد که اکثر کشورها تمایلی به تحمل آن ندارند.

معماری امنیتی منطقه‌ای

در خاورمیانه به‌طور خاص، حملات آمریکا ممکن است تلاش‌ها برای توسعه ترتیبات امنیتی منطقه‌ای که خارج از چارچوب‌های غربی عمل می‌کنند، تسریع کند. روابط ایران با اعضای بریکس و SCO می‌تواند به شراکت‌های امنیتی ملموس‌تر، به‌ویژه با روسیه و چین، تکامل یابد.

با این حال، بحران محدودیت‌های این روابط را نیز نشان داده است. قدرت‌های منطقه‌ای باید تصمیم بگیرند که آیا برای حمایت از ایران ریسک مواجهه با ایالات متحده را بپذیرند یا سلطه آمریکا در امور امنیتی منطقه‌ای را بپذیرند. پاسخ‌ها به این سؤالات به‌طور قابل‌توجهی معماری امنیتی آینده خاورمیانه را شکل خواهد داد.

Written by: Redacția